خوردنیهای تابو
خوردنیهای تابو به غذاها و نوشیدنیهایی گفته میشود که برخی مردم به دلایل مذهبی، فرهنگی، بهداشتی و نوع طبخ از خوردن آنها خودداری میکنند. در بسیاری از موارد، این محدودیتها شامل گوشت جانورانی خاص مانند پستانداران، جوندگان، خزندگان، دوزیستان، ماهیان استخوانداران و سختپوستان میشود. در برخی موارد، تابو فقط شامل قسمتی از بدن یا فضولات جانور میشود، در حالی که در موارد دیگر گیاهان، قارچها و حشرات را هم دربرمیگیرد، اما در یهودیت خوردن غذا یا نوشیدنی ازدست غیر یهودی، تابو است.
غذاهای تابو در مواردی براساس قواعدی مدوّن شناخته میشوند و در موارد دیگر، بستگی به ترکیب آنها با هم یا نحوه ذبح حیوان دارد. ریشه این احکام شرعی متفاوت است و در برخی موارد به دلیل سلامتی یا دلایل دیگر این دستورها صادر[۱] و در موارد دیگر به دلایل نمادین این ممنوعیت برقرار شدهاست.[۲] برخی خوردنیها هم ممکن است در برخی مراسم خاص (مانند حج) یا در مراحل خاصی از زندگی (مثل زمان حاملگی) یا برای قشرهای خاصی از مردم (مانند روحانیان) ممنوع شده باشند.

عوامل
[ویرایش | اشتراکگذاری]
ادیان مختلف، مصرف انواعی از خوردنیها را ممنوع کردهاند؛ مثلاً در دین یهود قوانینی صریحی، که کوشر نام دارد، تعیین میکنند که چه چیزهایی نباید خورده شوند. در اسلام نیز، قوانینی مشابه برای غذاهای حرام و حلال وجود دارند. دین جین پیروانش را به گیاهخواری فرا میخواند. دین هندو دستور خاصی برای منع مصرف گوشت ندارد ولی برخی پیروان آن اصل عدم خشونت را به غذا تعمیم میدهند و گیاهخواری را ایدهآل میدانند.[۴]
به غیر از قوانین رسمی، برخی تابوهای فرهنگی نیز در مورد مصرف حیوانات وجود دارد. یکی از این عوامل، گروهبندی در دسته غذاهایی است که در زمان قحطی مصرف میشوند و متناظر دانستن خوردن این غذاها با شرایط سخت است. در یک جامعه خاص، برخی خوردنیها تابو تلقی میشوند فقط به این علت که در سبد غذایی افراد آن جامعه تعریف نشدهاند و نه بدان خاطر که مزه، بو و ظاهر آن گوشت متفاوت است. در مواردی، گوشت سگ در کشورهایی همچون کره و ویتنام خورده میشود. همچنین، خوردن گوشت اسب که در کشورهای انگلیسیزبان بسیار نادر است ولی در غذاهای ملی قزاقستان و فرانسه جایگاه دارد. گاهی هم، تابو بودن ممکن است فقط شامل برخی از اعضای حیوانات گردد.
در برخی موارد این تابوها وارد قوانین ملی یا محلی میشوند. کشتارگاه گاو در بیشتر مناطق هندوستان و کشتارگاه اسب در ایالات متحده غیرقانونی است. در هنگ کنگ نیز، حتی پس از از قرار گرفتن در حاکمیت چین قوانین منع فروش گوشت سگ و گربه، از دوره استعمار، پابرجا هستند.
برخی هواداران محیط زیست و مصرف اخلاقگرایانه و سایر فعالان اجتماعی تابوهای جدیدی در مورد خوردنیها به وجود آوردهاند که مهمترین آنها مصرف گوشت و تخم گونههای در معرض خطر یا حیواناتی است که تحت حمایت قرار دارند که برای نمونه میتوان به نهنگ، لاکپشت دریایی و پرندگان مهاجر اشاره کرد.
به همین صورت، فهرست و گواهی شبکه غذاهای دریایی قابل قبول که میگوید آنها با شیوههای غیرقابل قبول ماهیگیری، صید نشدهاند و نیز گواهی ارگانیک که ناظر بر عدم ورود مواد شیمیایی در مراحل تولید، عدم دستکاری ژنتیکی، عدم تشعشع رادیواکتیو و عدم استفاده از بازیافت فاضلاب در آن است. گواهی تجارت منصفانه هم مصرف غذاهایی که در شرایط کاری درست تولید شدهاند را توصیه میکند. سایر فعالیتهای اجتماعی هم، مردم را به مصرف غذاهای محلی و نیز به گیاهخواری تشویق و آنان را از مصرف غذاهای غیر محلی برحذر میدارند.
غذاهای تابو
[ویرایش | اشتراکگذاری]دوزیستان و خزندگان
[ویرایش | اشتراکگذاری]- یهودیت: در تورات، در بخش لاویان[۵] حیواناتی که آبزی هستند (یا برای مدتی در آب می زینند، مانند دوزیستان، شامل قورباغه و تمساح) باید حتماً باله (خاصیت ماهی بودن) و فلس داشته باشند. در نتیجه خرچنگ، هشت پا، نهنگ، کوسه حرام گوشت هستند. همچنین طبق تورات «جانورانی که روی زمین میخزند، چه آنهایی که دست و پا ندارند، چه آنهایی که دست و پاهای زیاد دارند، حرام گوشت هستند و نباید خورده شوند».[۶] در نتیجه، حیواناتی چون مار، تمساح، سوسمار و مارمولک حرام گوشت هستند.
- مسیحیت: بین مسیحیان ۲ دیدگاه وجود دارد:
- گوشت هیچ حیوانی نجس نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد که در آن صورت از خوردن آن پرهیز میشود. طرفداران این دیدگاه به بخشهایی از کتابهای عهدجدید اشاره میکنند، از جمله انجیل مرقس.[۷] در نتیجه، گوشت هیچ خزنده یا دوزیستی حرام نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد.
- انجیل دقیقاً قوانین تورات را تأیید میکند، بنابراین گوشتهایی که از نظر تورات حرام هستند در مسیحیت هم حرام هستند. این دیدگاه به کتابهای عهدجدید، از جمله انجیل متی[۸] و اینکه در انجیل مرقس، روایت مذکور در باب ۷، در مورد شستوشوی دستها قبل از خوردن غذاست (که یکی از آداب و رسوم یهودیِ خارج از تورات است)، نه در مورد گوشت حیوانات[۹] (همانطور که در انجیل متی هم در باب ۱۵، آیه ۲۰ آمدهاست) اشاره میکند. پس افرادی که دیدگاه دوم را از انجیل برداشت میکنند، گوشت حیواناتی که تورات آنها را ممنوع کرده، حرام میدانند و از خوردن آنها پرهیز میکنند. در نتیجه گوشت خزندگان و آبزیانی (و دوزیستانی) که در تورات حرام هستند، از نظر انجیل هم حرام هستند.
در برخی فرهنگهای دیگر ران قورباغه و گوشت تمساح لذیذ دانسته شده و این جانوران به صورت تجاری پرورش داده میشوند. از سوی دیگر، گوشت سوسمار در برخی از کشورهای عربی مصرف میشود و عدهای از شاعران و نویسندگان ایرانی در مقام تحقیر به این موضوع اشاره کردهاند.[۱۰]
خفاش
[ویرایش | اشتراکگذاری]- یهودیت: در تورات، در بخش لاویان[۵] خفاش حرام گوشت اعلام شدهاست.
- مسیحیت: بین مسیحیان ۲ دیدگاه وجود دارد:
- گوشت هیچ حیوانی نجس نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد که در آن صورت از خوردن آن پرهیز میشود. طرفداران این دیدگاه به بخشهایی از کتابهای عهدجدید اشاره میکنند، از جمله انجیل مرقس.[۷] در نتیجه، گوشت خفاش حرام نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد.
- انجیل دقیقاً قوانین تورات را تأیید میکند، بنابراین گوشتهایی که از نظر تورات حرام هستند در مسیحیت هم حرام هستند. این دیدگاه به کتابهای عهدجدید، از جمله انجیل متی[۸] و اینکه در انجیل مرقس، روایت مذکور در باب ۷، در مورد شستوشوی دستها قبل از خوردن غذاست (که یکی از آداب و رسوم یهودیِ خارج از تورات است)، نه در مورد گوشت حیوانات[۹] (همانطور که در انجیل متی هم در باب ۱۵، آیهٔ ۲۰ آمدهاست) اشاره میکند. پس افرادی که دیدگاه دوم را از انجیل برداشت میکنند، گوشت حیواناتی که تورات آنها را ممنوع کرده، حرام میدانند و از خوردن آنها پرهیز میکنند. در نتیجه گوشت خفاش حرام است، زیرا تورات آن را جزو حیوانات حرام گوشت اعلام کرده.
- اسلام: در اسلام گوشت خفاش حرام اعلام شده است.
برخی اقلیتهای اندونزی خفاش را غذایی بسیار لذیذ میدانند.[۱۱]
خرس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- یهودیت: در یهودیت نیز خوردن گوشت تمام حیواناتی که چنگال و پنجه دارند به صراحت تحریم شدهاست.[۱۲][۱۳]
- مسیحیت: بین مسیحیان ۲ دیدگاه وجود دارد:
- گوشت هیچ حیوانی نجس نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد که در آن صورت از خوردن آن پرهیز میشود. طرفداران این دیدگاه به بخشهایی از کتابهای عهدجدید اشاره میکنند، از جمله انجیل مرقس.[۷] در نتیجه گوشت خرس حرام نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد.
- انجیل دقیقاً قوانین تورات را تأیید میکند، بنابراین گوشتهایی که از نظر تورات حرام هستند در مسیحیت هم حرام هستند. این دیدگاه به کتابهای عهدجدید، از جمله انجیل متی[۸] و اینکه در انجیل مرقس، روایت مذکور در باب ۷، در مورد شستوشوی دستها قبل از خوردن غذاست (که یکی از آداب و رسوم یهودیِ خارج از تورات است)، نه در مورد گوشت حیوانات[۹] (همانطور که در انجیل متی هم در باب ۱۵، آیه ۲۰ آمدهاست) اشاره میکند. پس افرادی که دیدگاه دوم را از انجیل برداشت میکنند، گوشت حیواناتی که تورات آنها را ممنوع کرده، حرام میدانند و از خوردن آنها پرهیز میکنند. در نتیجه گوشت خرس حرام است، زیرا خرس روی پنجه راه میرود و تورات آن را حرام اعلام کرده.
- اسلام: در اسلام تمامی درندگان حرام شمرده شدهاند.
پرندگان
[ویرایش | اشتراکگذاری]- یهودیت: در تورات، در بخش لاویان[۵] پرندگان حرام گوشت نام برده شدهاند: عقاب، شاهین، باز، جغد، لاشخور، کرکس، کلاغ، شترمرغ، مرغ دریایی، لک لک، مرغ ماهی خوار، مرغ سقا، قره غاز، هُدهُد و خفّاش. درنتیجه شترمرغ که معمولاً به خاطر گوشتش پرورش داده میشود نیز در این کتاب تحریم شدهاست.[۱۴][۱۵] اما گوشت پرندگانی چون مرغ، خروس، بوقلمون، اردک و غاز، حلال است.
- مسیحیت: بین مسیحیان ۲ دیدگاه وجود دارد:
- گوشت هیچ حیوانی نجس نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد که در آن صورت از خوردن آن پرهیز میشود. طرفداران این دیدگاه به بخشهایی از کتابهای عهدجدید اشاره میکنند، از جمله انجیل مرقس.[۷] در نتیجه گوشت هیچ پرنده ای نجس نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد.
- انجیل دقیقاً قوانین تورات را تأیید میکند، بنابراین گوشتهایی که از نظر تورات حرام هستند در مسیحیت هم حرام هستند. این دیدگاه به کتابهای عهدجدید، از جمله انجیل متی[۸] و اینکه در انجیل مرقس، روایت مذکور در باب ۷، در مورد شستوشوی دستها قبل از خوردن غذاست (که یکی از آداب و رسوم یهودیِ خارج از تورات است)، نه در مورد گوشت حیوانات[۹] (همانطور که در انجیل متی هم در باب ۱۵، آیهٔ ۲۰ آمدهاست) اشاره میکند. پس افرادی که دیدگاه دوم را از انجیل برداشت میکنند، گوشت حیواناتی که تورات آنها را ممنوع کرده، حرام میدانند و از خوردن آنها پرهیز میکنند. در نتیجه پرندگان حرام گوشت ذکر شده در تورات از نظر انجیل نیز حرام بوده و نباید خورده شوند اما گوشت پرندگانی چون مرغ، خروس، بوقلمون، اردک و غاز حلال است.
در آمریکای شمالی کبوتر گاه به عنوان یک غذا و گاه به عنوان یک هدف برای شکار، به عنوان تفریح، مطرح است.[۱۶][۱۷][۱۸][۱۹] اما کبوتران شهری برای مصرف مناسب شمرده نمیشوند. قو، زمانی یک غذای سلطنتی بودهاست و سنت سالانه گرفتن و آزاد کردن قوهای گنگ ریشه در آن زمان دارد.[۲۰] در عصر جدید، قوها در اروپا و آمریکا تحت حفاظت قرار گرفتند و همین امر آنها را از دسترس خارج کرد، با این حال گاهگاه خبرهایی از خوردن آنها به گوش میرسد.[۲۱][۲۲]
در بسیاری از فرهنگها، از پرندگان مردارخوار و نجاستخوار شامل کرکس و کلاغ دوری میشود چرا که آنها را ناقل بیماریها، ناپاک و مرتبط با مرگ میشناسند. زاغ در این میان یک استثناست و غذایی محلی از آن تهیه و حتی در برخی رستورانهای لندن نیز عرضه میشود.[۲۳] در فرهنگ غرب پرندگان آوازخوان جزئی از حیات وحش به حساب میآیند و نه غذا. همچنین، بسیاری از پرندگان مهاجر به موجب پیمانهای بینالمللی تحت حفاظت قرار دارند.
شتر
[ویرایش | اشتراکگذاری]
- یهودیت: خوردن گوشت شتر در یهودیت بر طبق تورات، بخش سفر تثنیه و لاویان، حرام اعلام شدهاست.[۲۴][۲۵] زیرا با اینکه شتر (مانند گورکن) از نشخوارکنندگان است ولی سُم شکافته ندارد (تورات برای حیواناتی که روی چهار پا راه میروند، دو معیار قرار میدهد: ۱-نشخوار کردن ۲-داشتن سُم شکافته. شتر نشخوار میکند، اما سم شکافته ندارد، پس حلال گوشت نیست؛ همچنین خوک سُم شکافته دارد، اما نشخوار نمیکند، پس حلال گوشت نیست).
- مسیحیت: بین مسیحیان ۲ دیدگاه وجود دارد:
- گوشت هیچ حیوانی نجس نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد که در آن صورت از خوردن آن پرهیز میشود. طرفداران این دیدگاه به بخشهایی از کتابهای عهدجدید اشاره میکنند، از جمله انجیل مرقس.[۷] در نتیجه، گوشت شتر حرام نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد.
- انجیل دقیقاً قوانین تورات را تأیید میکند، بنابراین گوشتهایی که از نظر تورات حرام هستند در مسیحیت هم حرام هستند. این دیدگاه به کتابهای عهدجدید، از جمله انجیل متی[۸] و اینکه در انجیل مرقس، روایت مذکور در باب ۷، در مورد شستوشوی دستها قبل از خوردن غذاست (که یکی از آداب و رسوم یهودیِ خارج از تورات است)، نه در مورد گوشت حیوانات[۹] (همانطور که در انجیل متی هم در باب ۱۵، آیهٔ ۲۰ آمدهاست) اشاره میکند. پس افرادی که دیدگاه دوم را از انجیل برداشت میکنند، گوشت حیواناتی که تورات آنها را ممنوع کرده، حرام میدانند و از خوردن آنها پرهیز میکنند. در نتیجه شتر حرام است، زیرا طبق نظر انجیل حکم تورات در مورد حرام بودن گوشت شتر همچنان برقرار است.
- اسلام: خوردن گوشت شتر در اسلام مجاز بوده و علاوه بر آن در خاستگاه اسلام، شبه جزیره عربستان، سنت است، بهخصوص کوهان شتر که بسیار خوشمزه شمرده شده و در مناسبتهای ویژه مصرف میشود.
گربه
[ویرایش | اشتراکگذاری]- یهودیت: خوردن گوشت گربه در یهودیت بر طبق تورات، بخش لاویان، حرام اعلام شدهاست.[۲۵] زیرا گربه روی پنچه راه میرود، پس حلال گوشت نیست.
- مسیحیت: بین مسیحیان ۲ دیدگاه وجود دارد:
- گوشت هیچ حیوانی نجس نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد که در آن صورت از خوردن آن پرهیز میشود. طرفداران این دیدگاه به بخشهایی از کتابهای عهدجدید اشاره میکنند، از جمله انجیل مرقس.[۷] در نتیجه گوشت گربه حرام نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد.
- انجیل دقیقاً قوانین تورات را تأیید میکند، بنابراین گوشتهایی که از نظر تورات حرام هستند در مسیحیت هم حرام هستند. این دیدگاه به کتابهای عهدجدید، از جمله انجیل متی[۸] و اینکه در انجیل مرقس، روایت مذکور در باب ۷، در مورد شستوشوی دستها قبل از خوردن غذاست (که یکی از آداب و رسوم یهودیِ خارج از تورات است)، نه در مورد گوشت حیوانات[۹] (همانطور که در انجیل متی هم در باب ۱۵، آیهٔ ۲۰ آمدهاست) اشاره میکند. پس افرادی که دیدگاه دوم را از انجیل برداشت میکنند، گوشت حیواناتی که تورات آنها را ممنوع کرده، حرام میدانند و از خوردن آنها پرهیز میکنند. در نتیجه گربه حرام است، زیرا طبق نظر انجیل، حکم تورات در مورد حرام بودن گوشت گربه همچنان برقرار است.
- اسلام: گوشت گربه حرام است.
گربه در چین، ویتنام و مناطق روستایی با فرهنگ سوئیسی خورده میشود. همچنین از آن در برخی خورشهای پرویی، برای طعم دادن به غذا استفاده میشود. در سایر نقاط جهان نیز، مردم در زمان قحطی به گوشت گربه پناه میآوردهاند که محاصره لنینگراد یکی از آن زمانهاست.
در سال ۲۰۰۸ گزارشی منتشر شد که گربه بخش عمدهای از سبد غذایی در گوانگدونگ در چین را تشکیل میدهد. گربههای بسیاری از شمال چین به مناطق مختلف این کشور صادر میشوند و فقط یکی از تجارتخانههایی که مرکز آن در گوانگژو است روزانه تا ۱۰٬۰۰۰ گربه از اقصی نقاط چین دریافت میکند.[۲۶] در سایر نقاط چین اعتراضاتی صورت گرفته تا دولت مانع تجارت گربه و فروش آن در رستورانها شود، با این حال هیچ قانونی برای ممنوعیت خوردن گربه در چین وجود ندارد.[۲۷]
اصطلاح «خرگوش پشتبانی» به گوشت گربه گفته میشد که به جای گوشت خرگوش صحرایی عرضه گردد. بعد از جداکردن پوست، پا، سر و دم لاشه گربه و خرگوش صحرایی شبیه هم به نظر میرسند و تنها راه تشخیص آنها دقت به استخوان کتف آنهاست که در تیره گربهسانان متفاوت است. به زبان اسپانیایی و پرتغالی ضربالمثلهایی وجود دارد که در این نوع تقلب ریشه دارند (مثلاً گربه را جای خرگوش خرید). به خصوص در برزیل گوشت گربه مورد تنفر بسیار است و مردم از برخی کبابفروشیها دوری میکنند چون شک دارند که شاید از گوشت گربه استفاده کرده باشند. عبارت طنزآمیز گربهکباب در برزیل بسیار متداول است و خصوصاً برای کبابیهای کنار خیابان که از نطر بهداشت ضعیفاند و منبع گوشتشان هم معلوم نیست، کاربرد دارد. همچنین در فیلیپین، این شایعه که برخی فروشندگان سیمپو (نوعی کلوچه گوشتی) از گربه استفاده میکنند موجب شده که برخی مردم نام گربههای خانگیشان را سیمپو بگذارند. در روسیه نیز جمله شوخیآمیز «سه تا ساندویچ کباب ترکی بخر، یک بچه گربه سر هم کن.» حاکی از مشکوک بودن به گوشتهای دکههای کنار خیابان است.
اهالی ویچنزا در شمال ایتالیا، به خوردن گربه مشهورند گرچه این کار در چند دهه اخیر دیگر انجام نمیشود.[۲۸] در فوریه ۲۰۱۰ یک آشپز مشهور ایتالیایی مورد نقد قرار گرفت و از شرکت در یک نمایش آشپزی اخراج شد، چرا که او در مورد عادت سابق مردم توسکانی، خوردن خورش گربه، صحبت کرده بود.[۲۹][۳۰]
در زمانی که بعد از جنگ جهانی اول و دوم معروف به دوران سختی است، خرگوش پشتبامی غذایی معمول بود.[۳۱] در حالی که برخی تصور کردهاند منظور از این کلمه خرگوش استرالیایی بوده،[۳۲] در واقع منظور همان گربههای اروپایی بودهاند.
در بعضی شهرهای شمال ویتنام، رستورانها خوراک گربه را با عنوان «ببر کوچک» را تبلیغ میکنند، در حالی که گربهها را میتوان درون قفس در رستوران مشاهده کرد.[۳۳]
گاو
[ویرایش | اشتراکگذاری]- یهودیت: گوشت گاو در یهودیت بر طبق تورات، بخش لاویان، حلال است.[۲۵] زیرا هم نشخوار میکند و هم سُم شکافته دارد.
- مسیحیت: بین مسیحیان ۲ دیدگاه وجود دارد:
- گوشت هیچ حیوانی نجس نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد که در آن صورت از خوردن آن پرهیز میشود. طرفداران این دیدگاه به بخشهایی از کتابهای عهدجدید اشاره میکنند، از جمله انجیل مرقس.[۷] در نتیجه گوشت گاو حرام نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد.
- انجیل دقیقاً قوانین تورات را تأیید میکند، بنابراین گوشتهایی که از نظر تورات حرام هستند در مسیحیت هم حرام هستند. این دیدگاه به کتابهای عهدجدید، از جمله انجیل متی[۸] و اینکه در انجیل مرقس، روایت مذکور در باب ۷، در مورد شستوشوی دستها قبل از خوردن غذاست (که یکی از آداب و رسوم یهودیِ خارج از تورات است)، نه در مورد گوشت حیوانات[۹] (همانطور که در انجیل متی هم در باب ۱۵، آیهٔ ۲۰ آمدهاست) اشاره میکند. پس گوشت حیواناتی که تورات آنها را حلال اعلام کرده، حلال میدانند، از جمله گوشت گاو که حلال است.
بسیاری از هندوها، گیاهخوارند و از خوردن گوشت خودداری مینمایند. هندوهایی که گوشت میخورند هم از گوشت گوساله میپرهیزند چرا که گاو در هندوئیسم جایگاه مقدسی دارد. مصرف این گوشت، بیاحترامی به گاو است. لبنیات شامل شیر، ماست و خصوصاً روغن حیوانی ارزش والایی دارند و در مراسم مذهبی مصرف میشوند.
در دوران قدیم زمانی که مادر هنگام زایمان از دست میرفت، شیر گاو نزدیکترین جایگزین برای شیر مادر بود. همچنین پهن گاو (که در آب و هوای هندوستان به سرعت خشک میشود) به عنوان یک پوشش تمیز و گندزدا برای کف خانه، نیز یک کود کشاورزی طبیعی و یک ماده سوختی کاربرد دارد. ادرار گاو نیز در آیورودا (طب سنتی هند) مورد استفاده است. گاو نر منبع اصلی انرژی در کشاورزی و حمل و نقل در دوران کهن بودهاست و از آنجا که هند دارای کشاورزی است، گاو در آن حیوانی بسیار مفید شمرده میشدهاست. این احترام موجب خودداری از کشتن گاو برای مصرف خوراکی شدهاست؛ مثلاً اگر در زمان قحط سالی مردم روستایی گاوهای نر را میکشتند آنگاه در سال کشاورزی آینده دیگر برای به کار انداختن گاوآهن به آنها دسترسی نداشتهاند.
مطابق قانون هند، کشتار احشام ماده (مثل گاو) تقریباً در تمامی ایالتهای این کشور، به جز کرالا، بنگال غربی و هفت ایالت خواهر، ممنوع است.[۳۴] کشتار گاو شدیداً احساسات عمومی هندوها را جریحهدار میکند.
بسیاری از زرتشتیان نیز گوشت گاو را نمیخورند چون زمانی که زرتشت در کودکی در خطر کشتهشدن بوده، گاو زندگی او را نجات دادهاست. متون پهلوی حاکی از آن است که زرتشت کاملاً گیاهخوار بودهاست. زرتشت در گاتا ی اوستا میگوید: «نفرین تو باد ای مزدا به کسانی که… و گاو را با فریاد شادمانی قربانی میکنند…» (اوستا-گاتا-اهنود-گات۳۲-بند۱۲)
برخی از نژادهای چینی هم گوشت گاو را نمیخورد چرا که عقیده دارند خوردن حیوانی که در کشاورزی بسیار مفید است، کار نادرستی است. برخی چینیهای بودایی هم گرچه خوردن گوشت گاو را تابو نمیدانند ولی این کار را نکوهش میکنند. بودائیان سریلانکا اما خوردن گوشت گاو را تابو میدانند چون معتقدند اگر حیوانی که با شیر و نیروی کاریاش زندگی قوم سینهالی را تأمین میکند، را بکشند و بخورند، ناشکری است.
سختپوستان و سایر غذاهای دریایی
[ویرایش | اشتراکگذاری]
- یهودیت: در تورات، در بخش لاویان[۵] حیواناتی که آبزی هستند (یا برای مدتی در آب میزیند، مانند دوزیستان، شامل قورباغه و تمساح) باید حتماً باله (خاصیت ماهی بودن) و فلس داشته باشند. در نتیجه میگو، خرچنگ، هشت پا، نهنگ، صدف و کوسه حرام گوشت هستند.
- مسیحیت: بین مسیحیان ۲ دیدگاه وجود دارد:
- گوشت هیچ حیوانی نجس نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد که در آن صورت از خوردن آن پرهیز میشود. طرفداران این دیدگاه به بخشهایی از کتابهای عهدجدید اشاره میکنند، از جمله انجیل مرقس.[۷] در نتیجه گوشت هیچ آبزی یا سخت پوستی حرام نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد.
- انجیل دقیقاً قوانین تورات را تأیید میکند، بنابراین گوشتهایی که از نظر تورات حرام هستند در مسیحیت هم حرام هستند. این دیدگاه به کتابهای عهدجدید، از جمله انجیل متی[۸] و اینکه در انجیل مرقس، روایت مذکور در باب ۷، در مورد شستوشوی دستها قبل از خوردن غذاست (که یکی از آداب و رسوم یهودیِ خارج از تورات است)، نه در مورد گوشت حیوانات[۹] (همانطور که در انجیل متی هم در باب ۱۵، آیهٔ ۲۰ آمدهاست) اشاره میکند. پس افرادی که دیدگاه دوم را از انجیل برداشت میکنند، گوشت حیواناتی که تورات آنها را ممنوع کرده، حرام میدانند و از خوردن آنها پرهیز میکنند. در نتیجه انجیل حکم تورات را همچنان برقرار دانسته و از بین آبزیان فقط آبزیانی که باله و فلس داشته باشند حلال هستند و میگو، خرچنگ، هشت پا، نهنگ، صدف و کوسه حرام گوشت هستند.
گوزن و سمداران
[ویرایش | اشتراکگذاری]- یهودیت: در یهودیت بر طبق تورات، بخش لاویان، در مورد گوشت حیواناتی که روی چهار پا راه میروند، دو معیار قرار میدهد: ۱-نشخوار کردن ۲-داشتن سُم شکافته.[۲۵] برای مثال شتر با اینکه از نشخوارکنندگان است ولی سُم شکافته ندارد، پس حلال گوشت نیست؛ همچنین خوک سُم شکافته دارد، اما نشخوار نمیکند، پس حلال گوشت نیست. اما گاو، گوسفند، بُز، غزال، گوزن، آهو و انواع بز کوهی حلال گوشت هستند.[۳۶]
- مسیحیت: بین مسیحیان ۲ دیدگاه وجود دارد:
- گوشت هیچ حیوانی نجس نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد که در آن صورت از خوردن آن پرهیز میشود. طرفداران این دیدگاه به بخشهایی از کتابهای عهدجدید اشاره میکنند، از جمله انجیل مرقس.[۷] در نتیجه گوشت گوزن و سُم داران حرام نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد.
- انجیل دقیقاً قوانین تورات را تأیید میکند، بنابراین گوشتهایی که از نظر تورات حرام هستند در مسیحیت هم حرام هستند. این دیدگاه به کتابهای عهدجدید، از جمله انجیل متی[۸] و اینکه در انجیل مرقس، روایت مذکور در باب ۷، در مورد شستوشوی دستها قبل از خوردن غذاست (که یکی از آداب و رسوم یهودیِ خارج از تورات است)، نه در مورد گوشت حیوانات[۹] (همانطور که در انجیل متی هم در باب ۱۵، آیهٔ ۲۰ آمدهاست) اشاره میکند. پس گوشت حیواناتی که تورات آنها را حلال اعلام کرده، حلال میدانند. در نتیجه در مورد چهارپایان، انجیل حکم تورات را تأیید میکند که حیوان باید دارای سُم شکافته بوده و نشخوار کند و گاو، گوسفند، بُز، غزال، گوزن، آهو و انواع بز کوهی حلال گوشت هستند.
گوزن شمالی در آلاسکا، نروژ، سوئد، فنلاند، روسیه و کانادا غذایی پر طرفدار است اما این کار در انگلستان و ایرلند غیرعادی است. محترم شدن این حیوان احتمالاً از قصه گوزن شمالی همراه بابا نوئل در شب کریسمس ناشی شدهاست.[۳۷][۳۸][۳۹]
کریستر فاسلسانگ، فضانورد سوئدی، اجازه نیافت تا گوشت گوزن شمالی خشک به همراه خود به فضا ببرد چون این عمل آن هم درست نزدیک کریسمس برای آمریکاییها غیرقابل قبول بود. او در عوض قدری گوشت گوزن موس همراه خود برد.[۴۰][۴۱]

- یهودیت: خوردن گوشت سگ در یهودیت بر طبق تورات، بخش لاویان، حرام اعلام شدهاست.[۲۵] زیرا سگ روی پنچه راه میرود، پس حلال گوشت نیست.
- مسیحیت: بین مسیحیان ۲ دیدگاه وجود دارد:
- گوشت هیچ حیوانی نجس نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد که در آن صورت از خوردن آن پرهیز میشود. طرفداران این دیدگاه به بخشهایی از کتابهای عهدجدید اشاره میکنند، از جمله انجیل مرقس.[۷] در نتیجه گوشت سگ حرام نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد.
- انجیل دقیقاً قوانین تورات را تأیید میکند، بنابراین گوشتهایی که از نظر تورات حرام هستند در مسیحیت هم حرام هستند. این دیدگاه به کتابهای عهدجدید، از جمله انجیل متی[۸] و اینکه در انجیل مرقس، روایت مذکور در باب ۷، در مورد شستوشوی دستها قبل از خوردن غذاست (که یکی از آداب و رسوم یهودیِ خارج از تورات است)، نه در مورد گوشت حیوانات[۹] (همانطور که در انجیل متی هم در باب ۱۵، آیهٔ ۲۰ آمدهاست) اشاره میکند. پس افرادی که دیدگاه دوم را از انجیل برداشت میکنند، گوشت حیواناتی که تورات آنها را ممنوع کرده، حرام میدانند و از خوردن آنها پرهیز میکنند. در نتیجه سگ حرام است، زیرا طبق نظر انجیل، حکم تورات در مورد حرام بودن گوشت سگ همچنان برقرار است.
گوشت سگ و گربه در کشورهای غربی تابوست و این تابو فقط در شرایط قحطی و گرسنگی شکسته شدهاست. در آلمان گوشت سگ همواره، دست کم از زمان فریدریش دوم به بعد، در زمان سختیها خورده شدهاست.[۴۲] در اوایل قرن بیستم خوردن گوشت سگ در آلمان معمول بود.[۴۳] در سال ۱۹۳۷ قانونی جهت پیشگیری از بیماری تریشینوز در مورد خوک، سگ، گراز، روباه، گورکن و سایر گوشتخواران صادر شد.[۴۴] گوشت سگ در سال ۱۹۸۶ در آلمان ممنوع شد.[۴۵] در لهستان در سال ۲۰۰۹ کشف یک مزرعه در شهر مذهبی و زیارتی چنستوخووا که در آن سگان به منظور تهیه دنبه خوک پرورش داده میشدند، موجب رسوایی شد.[۴۶]
مطابق با متون قدیمی هندو، گوشت سگ ناپاکترین غذای ممکن است. گوشت سگ همچنین مطابق شریعت اسلام و یهود نجس و ناپاک و حرام و نجس است.[۴۷] بنابراین هر سه این سنتهای مذهبی مصرف آن را نهی کردهاند.
در اساطیر ایرلندی آمدهاست که یکی از شخصیتها در موقعیتی قرار گرفت که مجبور بود میان دو تابوی خوردن گوشت سگ یا رفتار کردن بر خلاف اصول مهمان نوازی یکی را انتخاب کند و او خوردن گوشت سگ را انتخاب کرد که موجب مرگش شد.
در مکزیک در دوران پیشاکلمبی خوردن نوعی سگ بیمو متداول بود ولی این رسم در دوران استعمار برافتاد.[۴۸] در شرق آسیا به جز در ویتنام، گوشت سگ به ندرت مصرف میشود که این به دلیل احترام به ارزشهای اسلامی و بودیستی و نیز حقوق حیوانات است. منچوها مقرراتی در مورد ممنوعیت مصرف گوشت سگ دارند که بعضاً توسط همسایگانشان در شمال شرق آسیا مصرف میشود. آنها همچنین کلاههای تهیه شده از پوست سگ را استفاده نمیکنند. گوشت سگ در برخی بخشهای چین (مثل گوانگشی) و کره غذایی متداول است.
فیل
[ویرایش | اشتراکگذاری]- یهودیت: خوردن گوشت فیل در یهودیت بر طبق تورات، بخش لاویان، حرام اعلام شدهاست.[۲۵] زیرا فیل روی پنچه راه میرود، پس حلال گوشت نیست.
- مسیحیت: بین مسیحیان ۲ دیدگاه وجود دارد:
- گوشت هیچ حیوانی نجس نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد که در آن صورت از خوردن آن پرهیز میشود. طرفداران این دیدگاه به بخشهایی از کتابهای عهدجدید اشاره میکنند، از جمله انجیل مرقس.[۷] در نتیجه گوشت فیل حرام نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد.
- انجیل دقیقاً قوانین تورات را تأیید میکند، بنابراین گوشتهایی که از نظر تورات حرام هستند در مسیحیت هم حرام هستند. این دیدگاه به کتابهای عهدجدید، از جمله انجیل متی[۸] و اینکه در انجیل مرقس، روایت مذکور در باب ۷، در مورد شستوشوی دستها قبل از خوردن غذاست (که یکی از آداب و رسوم یهودیِ خارج از تورات است)، نه در مورد گوشت حیوانات[۹] (همانطور که در انجیل متی هم در باب ۱۵، آیهٔ ۲۰ آمدهاست) اشاره میکند. پس افرادی که دیدگاه دوم را از انجیل برداشت میکنند، گوشت حیواناتی که تورات آنها را ممنوع کرده، حرام میدانند و از خوردن آنها پرهیز میکنند. در نتیجه فیل حرام است، زیرا طبق نظر انجیل، حکم تورات در مورد حرام بودن گوشت فیل همچنان برقرار است.
در جوامع غربی فیلها در سیرک مشارکت دارند. در همین حال در مرکز و غرب آفریقا فیلها برای گوشتشان شکار میشوند.[۴۹] برخی مردم تایلند بر این باورند که خوردن گوشت فیل موجب تقویت نیروی جنسی میشود و فیلها هم گاهی فقط به همین خاطر شکار میشوند.[۵۰][۵۱] یهودیت فیل را به عنوان یک موجود نامناسب زندگیکننده در خشکی تحریم کردهاست. در شریعت اسلام نیز فیل از جانوران منسوخ بهشمار میرود و خوردن آن حرام است.[نیازمند منبع]
ماهی
[ویرایش | اشتراکگذاری]مردمان سومالیایی (نژادی که در چندین کشور آفریقایی و یمن پراکندهاست) خوردن ماهی را تابو میدانند و با اقلیتی که ماهی میخورند ازدواج نمیکنند.[۵۲][۵۳]
تابوی خوردن ماهی همچنین میان چادرنشینان و کشاورزان مناطق کوهستانی (و حتی در مواردی مناطق ساحلی) در مصر، اتیوپی، اریتره، سومالی، کنیا و تانزانیا وجود دارد. این امر گاهی تابوی ماهی مردم کوشیایی نامیده میشود چرا که کوشیایی زبانها معتقدند که باید همه ساکنان شرق آفریقا را با نخوردن ماهی آشنا کنند. محدوده این تابو دقیقاً محدوده زبان کوشیایی است و مردمان بانتو و نیلوتیک چنین رسمی ندارند بلکه بسیاری از آنان مردان دریایند.[۵۳][۵۴]
اندکی از مردمان بانتو و نیلوتیک هستند که از خوردن ماهی اجتناب میکنند و آنها همانهایی هستند که قبلاً در محدوده پادشاهی کوش زندگی میکردهاند. در شرق آفریقا تابوی ماهی از تانزانیا فراتر نرفتهاست و ظاهراً محدوده پشه تسهتسه مانع اتصال فرهنگی مردم آن منطقه و گسترش این سنت شده و زامبیا و موزامبیک از این محدوده به دور ماندهاند.[۵۳]
مرکز دیگری از اجتنابکنندگان از ماهی در جنوب آفریقا و در منطقهای است که عموماً سخنگویان به زبانهای بانتو در آن حضور دارند. مشخص نیست که این بیمیلی بهطور جداگانه در خود آنها ایجاد گردیده یا به آنها تبلیغ شدهاست ولی مسلماً چنین رفتاری در ساکنان اولیه جنوب آفریقا (خویسان)وجود نداشتهاست. با این وجود، از آنجا که ساکنان جنوب آفریقا تبادلات فرهنگی زیادی با ساکنان شمال و شرق آفریقا داشتهاند، بعید نیست که این رسم در زمانی نامعلوم توسط کوچنشینان شرق آفریقا به آنها منتقل شده باشد.[۵۳]
- یهودیت: در تورات، در بخش لاویان[۵] حیواناتی که آبزی هستند (یا برای مدتی در آب میزیند، مانند دوزیستان، شامل قورباغه و تمساح) باید حتماً باله (خاصیت ماهی بودن) و فلس داشته باشند. در نتیجه ماهیهایی که باله و فلس دارند حلال گوشت هستند، اما میگو، خرچنگ، هشت پا، نهنگ، صدف و کوسه حرام گوشت هستند.
- مسیحیت: بین مسیحیان ۲ دیدگاه وجود دارد:
- گوشت هیچ حیوانی نجس نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد که در آن صورت از خوردن آن پرهیز میشود. طرفداران این دیدگاه به بخشهایی از کتابهای عهدجدید اشاره میکنند، از جمله انجیل مرقس.[۷] در نتیجه گوشت هیچ آبزی ای حرام نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد.
- انجیل دقیقاً قوانین تورات را تأیید میکند، بنابراین گوشتهایی که از نظر تورات حرام هستند در مسیحیت هم حرام هستند. این دیدگاه به کتابهای عهدجدید، از جمله انجیل متی[۸] و اینکه در انجیل مرقس، روایت مذکور در باب ۷، در مورد شستوشوی دستها قبل از خوردن غذاست (که یکی از آداب و رسوم یهودیِ خارج از تورات است)، نه در مورد گوشت حیوانات[۹] (همانطور که در انجیل متی هم در باب ۱۵، آیهٔ ۲۰ آمدهاست) اشاره میکند. پس افرادی که دیدگاه دوم را از انجیل برداشت میکنند، گوشت حیواناتی که تورات آنها را ممنوع کرده، حرام میدانند و از خوردن آنها پرهیز میکنند. در نتیجه انجیل حکم تورات را همچنان برقرار دانسته و از بین آبزیان ماهیهایی که باله و فلس دارند حلال گوشت هستند، اما میگو، خرچنگ، هشت پا، نهنگ، مارماهی، گربه ماهی و کوسه حرام گوشت هستند..
- اسلام: مسلمانان اهل سنت در مورد ماهیها انعطافپذیری بیشتری دارند و گربهماهی، مارماهی و سایر ماهیان بدون فلس را حلال میدانند ولی شیعیان جعفری (که در میان شیعیان اکثریت دارند) این موارد را مباح نمیشمارند.[۵۵][۵۶][۵۷] ماهی اوزون برون (استروژن) به دلیل نداشتن فلس برای مدتها در ایران حرام شمرده میشد، تا زمانی که آیت الله خمینی با این استدلال که این ماهی در نوزادی دارای فلسهای میکروسکوپی است که بعد از دو ماهگی میریزد، این ماهی را حلال اعلام کرد و هیچیک از مراجع تقلید دیگر با این فتوا مخالفت نکردند.[۵۸]
بسیاری از قبایل ساکن ایالتهای جنوب غربی آمریکا شامل ناواجو، آپاچی و زونی نیز تابویی برای خوردن ماهیها و سایر موجودات دریایی از جمله مرغابیان دارند.[۵۹]
قارچ
[ویرایش | اشتراکگذاری]روحانیان برهمایی، تانترایی و بعضاً بودایی از مصرف قارچ و تمام محصولات تیره پیازیان خودداری میکنند. تصور بر این است که این غذاها به حواس لطمه میزنند و پرهیز از قارچها به دلیل این است که در شب رشد میکنند.[۶۰]
در ایسلند و نقاط دور افتاده سوئد قبل از جنگ جهانی دوم، قارچ بهطور عمومی مصرف نمیشد و در عرف جامعه تنها برای خوراک گاوها و نیز در زمان جنگ و قحطی مورد استفاده قرار میگرفت.
خوکچههندی و جوندگان مشابه
[ویرایش | اشتراکگذاری]
خوکچه هندی بخش مهمی از غذای مردم پرو و برخی مناطق کوهستانی اکوادور را تشکیل میدهد که غالباً ساکنان آند هستند.[۶۱] خوکچه در منوی اکثر رستورانهای لیما و سایر شهرهای پرو یافت میشود. گوشت این جانور همچنین به ایالات متحده و آمریکا صادر میشود.[۶۲][۶۳] در سال ۲۰۰۴ اداره پارکهای شهرداری نیویورک، ارائه خوکچه هندی را در یک جشنواره اکوادوری در پارک کرونا قدغن کرد.[۶۴]
گرچه ایالت نیویورک خوردن خوکچه را مجاز میداند ولی شهر نیویورک آن را ممنوع کردهاست.[۶۵]
جانوران شبیه جوندگان، برگچهخوار و پاکا، نیز به عنوان غذا در آمریکای جنوبی مصرف میشوند. محدودیت کلیسای کاتولیک در مورد عدم مصرف گوشت در زمان روزهداری، شامل برگچهخوار نمیشود چرا که مبلغین مسیحی در مورد این جانور توضیحاتی غلط به پاپ دادند و او نیز آن را ماهی به حساب آورد.[۶۶][۶۷]
اسب و خر
[ویرایش | اشتراکگذاری]
گوشت اسب و گوشت خر در سبد مصرف بسیاری از کشورها قرار دارد، از جمله ایتالیا، سرانه ۹۰۰ گرم در سال، هلند، بلژیک، فرانسه، سوئیس، که فروش آن در سوپرمارکتها متداول است، آلمان، سرانه فقط ۵۰ گرم در سال، اسلوونی و صربستان.[۶۸] اما همین گوشت در بسیاری از کشورها و ادیان تابو است. در یهودیت گوشت اسب حرام است چون این حیوان نه نشخوارکننده است و نه سم آن شکاف دارد.
گوشت اسب همچنین در برخی مذاهب مسیحی ممنوع است. در سال ۷۳۲ پاپ گرگوری سوم خوردن گوشت اسب را به عنوان یک عمل پگانی تحریم کرد و آن را عملی پلید و کراهتآور خواند.[۶۹] در سال ۱۰۰۰ میلادی کلیسای ایسلند فقط زمانی قدرت گرفت که وعده داد ایسلندیها میتوانند همچنان به خوردن گوشت اسب ادامه دهند ولی پس از تثبیت وضع کلیسا، این اجازه لغو شد. گوشت اسب هنوز هم در ایسلند محبوب است و آن را همانند گوشت گوساله، گوسفند و خوک طبخ میکنند.[۷۰]
مصرف گوشت اسب در کشورهای انگلیسیزبان نامتداول است. در کانادا فروش گوشت اسب قانونی است ولی به سختی و تنها در ایالت فرانسوی زبان کبک و برخی رستورانهای فرانسوی در مناطق دیگر، پیدا میشود. بیشتر گوشت اسب تولیدی کانادا به اروپای قارهای و ژاپن صادر میشود. در آمریکا، ایالتهای کالیفرنیا و ایلینوی فروش و مصرف گوشت اسب غیرقانونی است.[۷۱] با این حال در زمان جنگ جهانی دوم گوشت اسب در آمریکا مصرف میشد چرا که گوشت گاو گران و جیرهبندی شده بود. در انگلستان تابوی مصرف گوشت اسب حتی شامل غذای حیوانات خانگی میشود. در کشورهای حوزه بالکان نیز گوشت اسب مصرف نمیشود چون اسب حیوان نجیبی شمرده میشود و نیز خوردن آن مربوط به قحطی زمان جنگ است. در نروژ مصرف گوشت اسب تابو است و در مواردی، خوردن گوشت اسب باعث بحثها و جنجالهای متعدد شدهاست.[۷۲]
- یهودیت: خوردن گوشت اسب و خر در یهودیت بر طبق تورات، بخش لاویان، حرام اعلام شدهاست.[۲۵] زیرا اسب و خر سُم دارند، اما سُم آنها شکافته نیست، پس حلال گوشت نیستند.
- مسیحیت: بین مسیحیان ۲ دیدگاه وجود دارد:
- گوشت هیچ حیوانی نجس نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد که در آن صورت از خوردن آن پرهیز میشود. طرفداران این دیدگاه به بخشهایی از کتابهای عهدجدید اشاره میکنند، از جمله انجیل مرقس.[۷] در نتیجه گوشت فیل حرام نیست، هرچند ممکن است برای سلامتی مفید نباشد.
- انجیل دقیقاً قوانین تورات را تأیید میکند، بنابراین گوشتهایی که از نظر تورات حرام هستند در مسیحیت هم حرام هستند. این دیدگاه به کتابهای عهدجدید، از جمله انجیل متی[۸] و اینکه در انجیل مرقس، روایت مذکور در باب ۷، در مورد شستوشوی دستها قبل از خوردن غذاست (که یکی از آداب و رسوم یهودیِ خارج از تورات است)، نه در مورد گوشت حیوانات[۹] (همانطور که در انجیل متی هم در باب ۱۵، آیهٔ ۲۰ آمدهاست) اشاره میکند. پس افرادی که دیدگاه دوم را از انجیل برداشت میکنند، گوشت حیواناتی که تورات آنها را ممنوع کرده، حرام میدانند و از خوردن آنها پرهیز میکنند. در نتیجه اسب و خز حرام است، زیرا طبق نظر انجیل، حکم تورات در مورد حرام بودن گوشت اسب و خر (اسب و خر سُم دارند، اما سُم آنها شکافته نیست، پس حلال گوشت نیستند) همچنان برقرار است.
- اسلام: در اسلام، اهل سنت معتقدند که پیامبر در یک روز گوشت خر و ازدواج موقت را منسوخ و حرام کردهاست در حالی که این دو قبل از آن حلال بودهاند. اما شیعیان این حدیث را انکار میکنند و هیچکدام از این دو را حرام نمیدانند. در میان تشیع خوردن گوشت خر و اسب هر دو مکروه است در حالی که کراهت گوشت خر شدید تر است[۷۳] با این حال بر اساس یک تابوی فرهنگی گوشت الاغ در ایران مصرف نمیشود و در مواردی که رستورانها آن را به عنوان گوشت دیگری عرضه کنند با آن به عنوان یک عمل غیرقانونی برخورد میشود.[۷۴]
حشرات
[ویرایش | اشتراکگذاری]به استثنای ملخ، سایر حشرات در دین یهود تحریم شدهاند و حتی توصیه شده غذاها قبل از مصرف مورد بازبینی قرار گیرند تا حشرهای در آنها نباشد.[۷۵] در اسلام سنی ملخ حلال شمرده شده و در کنار ماهیها دو موردی هستند که نیاز به ذبح اسلامی ندارند
در غرب تابوی مصرف حشرات شامل عسل (که شهد بهشمار میآید) نمیشود با وجود اینکه این ماده از دستگاه گوارش زنبور گذر کردهاست. در یهودیت هم با وجود آنکه زنبور عسل از موجودات نجس استثناء نشده ولی عسل یک خوردنی حلال است. این موضوع در کتاب تلمود شرح داده شده به این صورت که زنبور تولیدکننده واقعی عسل نیست و گلها آن را تولید کرده و زنبور تنها آن را حمل میکند.

بسیاری گیاهخواران از عسل نیز به عنوان یک فراورده حیوانی پرهیز میکنند اما برخی با این عقیده موافق نیستند و تصور میکنند عسل بیشتر یک محصول گیاهی است تا حیوانی.
جانوران زنده
[ویرایش | اشتراکگذاری]
قانون یهود و اسلام هر عضوی که از موجود زنده جدا شده باشد را حرام میداند. هر چند که در هر دو دین ذبح فقط برای حیوانات و پرندگان مورد نیاز است، ولی ماهیها هم باید قبل از خوردن به نحوی کشته شده باشند. به غیر از این تمامی حیواناتی که با زجر و درد کشته شده باشند در یهودیت و اسلام حرام هستند.[۷۶][۷۷] در شریعت مسیحیت، به رفتار انسانمنشانه با حیوانات تأکید شده و آزار و شکنجۀ حیوانات و زجر بیمورد حیوانات ممنوع میباشد، پس زندهخواری حرام و غیراخلاقی دانسته میشود[۷۸][۷۹]. غذاهایی مانند صدف زنده و ماهی زنده نمونههایی از این نوع غذاها هستند. عرضه این غذاها در بعضی کشورها ممنوع است. نمونه دیگر میگوی زنده است که مصرف آن هم در خانهها و هم رستورانهای شانگهای رواج دارد. میگوها معمولاً در کاسهای از پر از الکل انداخته میشوند و به همین علت بیحس و حال میگردند. این غذا میگوی مست نام دارد.
کله پاچه و اعضای تودلی
[ویرایش | اشتراکگذاری]
کله پاچه و نیز اعضای تودلی، مانند دل، جگر، قلوه و حلقوم در غذاهای سنتی بسیاری کشورهای اروپایی و نیز آشپزی آسیایی قرار دارند. از این جمله میتوان به استیک و پای قلوه در انگلستان، جغور بغور که از زمان